daily positive quote


دنیا (دنی و پست)

مدت هاست دستو دلم به نوشتن نمیره مدت هاست میرم وبلاگ ها رو میخونم و کامنت براشون نمیذارم فقط میدونم که هر کسی تو یه گوشه ای از دنیا داره با مشکلاتش دستو پنجه نرم میکنه

وبلاگ دوستامو میخونم و کامنت نمیذارم

تو فیس بوک میرم واسم پیام میذارن می بینم ولی جواب نمیدم مطلبی هم نمی نویسم

واسم اس ام اس میاد میخونم جواب نمیدم یا یه میس میزنم چون حالشو ندارم جواب بدم

تو خونه با کسی حرف نمیزنم تو اتاقم هستم جواب تلفن دوستامو نمیدم 

چرا؟ نمیدونم

فقط میدونم که این حالت دوره ای هست و میگذره برا همین بهش اهمیت نمیدم، تا میام فکر منفی کنم که باعث بشه از زندگی بنالم و ابراز ناراحتی کنم به خودم گوشزد میکنم میگم مراقب باش مراقب باش که تو تله نیفتی مراقب باش تو تله یاس و ناامیدی نیفتی جنبه داشته باش زندگی همش فراز نیست زندگی سیاه و سفیده همیشه سفید نیست خدا خودش تو قرآن گفته که آسونی و سختی با هم هستن پس چرا توقع داری که همیشه فقط و فقط خوشی باشه و با این تفکر لحظه هایی که میتونی به قشنگی سپری کنی رو به امید اومدن روزای بهتر از دست بدی اون روز هرگز نمیاد هرگز روزی نمیاد که تو همیشه خوش و خرم باشی همیشه سختی هست پس آدم باش

خلاصه اینه که خودم رو هم تحویل نمیگیرم شایدم به خاطر این کودک درونم لج کرده و باهام قهره انتظار داره بشینم بنالم و غرغر کنم عادت کرده دیگه الان واسش عجیبه که من دارم به کارام ادامه میدم و از این همه فشاری که رومه ابراز ناراحتی نمی کنم و حرف بی ربطی نمیزنم اشکال نداره بذار آدم بشه

این ترم کلاس تار نرفتم چرا چون وقت نداشتم ولی کلی دلم برا تارم تنگ شده چقدر بده که نمیشه چند تا کار رو با هم انجام داد شاید هم من بلد نیستم تا یه کارو انجام ندم کامل نمیتونم به کار دیگه ای فکر کنم ولی این طوری هم خیلی بده باعث میشه آدم یه بعدی رشد کنه و اون یه بعد هم ممکنه اصلا به دردت نخوره (همون مثال تخم مرغ و سبد همه تخم مرغ ها رو تو یه سبد میذاری اون سبد هم یهو میفته همه چیز به فنا میره)

فردا میرم دوستم ساناز رو ببینم خواهرش (سمیرا) میخواد طلاق بگیره چون شوهرش تو دانشگاه عاشق یه دختر دیگه شده فقط اینو میدونم که سمیرا دختری زیبا، به روز، فشن، بسیار اجتماعی و خوش مشرب هست با خانواده ای پولدار و حالا همسر ایشون عاشق یه دختر زیباتر کم سنو سالتر و پولدارتر شده اون دختره هم بهش اوکی رو داده (جالبیش اینه که میدونه زن داره، ظاهرا مهم نبوده واسش) هیچوقت فکر نمیکردم که زندگی سمیرا اینطوری بشه

من واقعا نمیدونم بعضی از آدما از زندگی چی میخوان به کجا دارن میرن؟

فقط میدونم که وقتی ترس از خدا (تقوا) تو دل آدم نباشه هر خطایی ممکنه ازش سر بزنه و هر تغییری تو زندگیش ایجاد بشه باز به خوشبختی نرسه چون پا رو حق خیلیا گذاشته، خیلی دلا رو شکسته، این آدما دچار توهم خوشبختی هستن بعد یه مدت باز می بینن همه چیز تکراری شد دوباره یه اشتباه جدید و به همین ترتیب تا آخر عمر...

احتمالا الان شوهر سمیرا خوشحاله که یه پله پیشرفت کرده و یه دختر بهتر پیدا کرده و از مشکلات زندگی بالاخره نجات پیدا کرده و اون دختره احساس زرنگی میکنه در حالی که .... تازه مطمئنم که به خودشون هم حق میدن

همشه مامانم این دعا رو واسم میکنه : خدا عاقبت بخیرت کنه

خدا همه رو عاقبت به خیر کنه به نظرم این دعای خیلی خیلی زیبایی در حق دیگران هست

شاهکاری دیگر

وزیر بهداشت چه گناهی کرده که برکنارش میکنن حالا یکی هم که بین وزرا عاقل از کار در اومد عزلش کردن،

مملکته داریم

هر کی دلش به حال مردم بسوزه و بخواد کاری در جهت بهبود کشورش بکنه رو میشونن سرجاش

future


می دونی چرا شیشه جلوی ماشین انقدر بزرگه ولی آینه عقب انقدر کوچیکه؟ چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده


 Know why a Car's WINDSHIELD is so large & the Rear view Mirror is so small? Because our PAST is not as important as our FUTURE. So,  Look Ahead and Move on