تنها
چقدر بده که دور و برت یه مشت آدم باشن که فقط نشسته باشن ببینم میخوای چیکار کنی و فقط از خودشون تز بدن
چقدر بده یه مشت آدم دور رو برت باشن که فقط باید بشینی براشون تعریف کنی که چرا نیاز به کمکشون داری چرا الان محتاجشونی و باید کمکت کنن همین الان نه وقتی دیگه دیر شده ...... و اونا باز نفهمند و تو عالم غفلت خودشون باشن
چقدر بده که همیشه با بغض بنویسی و نتونی از ته دل گریه کنی
چقدر بده که یه همراه نداشته باشی که باورت داشته باشه و تو شرایط سخت زندگیت تنهات نذاره
چقدر توضیح بدم چقدر بگم که موندن من اینجا بی فایدس چقدر بگم که من بهترین بودم تو کار خودم ولی الان راضی نیستم نمیتونم دیگه ادامه بدم نمیخوام اینجا باشم، چقدر بگم که فقط و فقط میخوام برم که آینده بهتری داشته باشم چقدر بگم که میخوام برم که بعدها آه نکشم که چرا خودمو نجات ندادم چقدر بگم من نمیخوام تو این فرهنگ زندگی کنم و هیچ کس نفهمه من چرا این قدر دلم پره
افسوس افسوس که کسی درکم نمیکنه کسی حمایتم نمیکنه کسی منو نمیفمه
خدایا چقدر تنهام


















