میوه های ممنوعه
هنوز در دنیای مدرن وقتی فرزند آدم به میوه های ممنوعه اطرافش نزدیک میشه، مجازاتی از همون جنس مجازات پدر
اون ها رو از کرده خود پشیمون میکنه، از مقامش اونو فرود میاره شرایط
زندگی رو واسش سخت میکنه و لباس عزت رو از تنشون در میاره و ملزومات یه
زندگی آبرومندانه رو از اونا سلب میکنه، آدم میوه ممنوعه رو
لمس کرد و بی عزت شد ولی یوسف از اون فرار کرد و عزیز مصر شد (میوه ممنوعه
هر چیزی میتونه باشه اگه به ندای قلبت گوش بدی خودت میفهمی که از بین میوه
ها کدوم یکی میوه ممنوعه هستش) البته آدمای بدبخت خوردن میوه های ممنوعه
رو زرنگی و افتخار میدونن
لذت،
آرامش، آرامش
خاطر، سلامتی، پول، آبرو، اطرافیان خوب، همسر، فرزند و.... تعاریف خوشبختی
هستند وقتی طغیان و ظلم میکنی روزگار همه یا قسمتی از این نقاط ضعفت رو از
تو میگیره تا شاید فروکش کنی سرت به سنگ بخوره و مجبور بشی به اعمالت فکر
کنی شاید اصلاح بشی
وقتی حق کسی رو بخوری حساب آسمانیت مسدود میشه آدم های بزرگ مدیون احد الناسی نمیشن
مجله
های موفقیت میگن دنیای تو همونیه که فکر میکنی و تو با فکرت میتونی دنیات
رو عوض کنی به نظر من یه تبصره باید بهش اضافه کرد (به شرط اینکه دل شکسته
ای پشت سرت نباشه، حق کسی رو نخورده باشی، با رفتارت و کارات جلوی خوب بودن
رو نگرفته باشی، ازجایگاهت سواستفاده نکرده باشی) چون اگه تو بخوای با
فکرت دنیات رو عوض کنی و بالا بری و خدا بخواد به
خاطر کارای بدی که کردی پایین بیای، مطمئن باش خدا پیروز میشه
به قول مولانا که میگه آب کم جو تشنگی آور بدست/ تا بجوشد آب از بالا و پست
یاد یه جمله ای از استاد اهل ایمانم افتادم که میگفت: وقتی به طناب خدا چنگ میندازی یادت باشه میتونی هم باهاش بالا
بری هم میتونی پایین بری"
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 2:35 توسط سوزی
|