دو آدم در برابر یک تجربه واحد
هر دو آهو، هم آهوی معمولی و هم آهوی ختن گیاه و آب می خورند، ولی از یکی مدفوع حاصل می شود و از آن یکی مشک معطر
هر دو نوع نی، هم نی معمولی و هم نی شکر از یک جا آب می خورند ولی یکی خالی از شکر است و دیگری پر از شکر.
ما آدم ها هم در برابر تجربیاتمون همینطور هستیم گاهی بعضی از ماها تجربه های واحدی داریم ولی یک جور رفتار نمی کنیم یکی از تجربش درس میگیره، رشد میکنه انسان تر میشه، یکی برعکس حسود و عقده ای و هر جا میره اونو با خودش حمل می کنه
حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان
هردو گون زنبور خوردند از محل لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
هر دو گون آهو گیا خوردند و آب زین یکی سرگین شد و ز آن مشک ناب
هر دو نی خوردند از یک آبخور این یکی خالی و آن دیگر شکر
صد هزاران زین چنین اشباه بین فرق شان هفتاد ساله راه بین
این خورد گردد پلیدی زو جدا آن خورد گردد همه نور خدا
این خورد زاید همه بخل و حسد آن خورد، زاید همه عشق احد
این زمین پاک و آن شوره است و بد این فرشته پاک و آن دیو است و دد