جهان توسط آدم‌هاي متوسطي كه تنها اعتماد به نفس دارند اداره مي‌شود و انسان‌هاي با استعدادي مانند شما هنوز در كشمكش پذيرفتن خودشان و توانايي‌هايشان هستند و عقب مي‌مانند علت آن چیست؟؟؟؟؟

ترس پنهاني

حتما شما هم پاي صحبت افرادي نشسته‌ايد كه مدام از آرزوها و كارهايي كه دوست دارند انجام بدهند، حرف مي‌زنند اما وقتي از آنها مي‌پرسيد چرا به‌دنبال كار مورد علاقه‌شان نمي‌روند در جواب‌تان طومار بلند بالايي از موانع و مشكلات را براي‌تان فهرست‌بندي مي‌كنند تا نشان دهند تنها عوامل بيروني كه در كنترل آنها نيست دليل عقب‌ماندگي آنهاست اما يكي از دلايل عقب‌نشيني وجود ترس پنهاني است كه در اين افراد وجود دارد.

احساس گناه

دليل شايع دوم براي نداشتن اعتماد به نفس، احساس گناه است. بعضي از افراد بابت هر موضوعي خودشان را سرزنش مي‌كنند و اين سرزنش‌هاي هميشگي قاتل اعتماد به نفس آن‌هاست.  اگر در حق كسي بدي كرده‌ايد مي‌توانيد از او عذرخواهي كنيد و مطمئن باشيد او شما را خواهد بخشيد اما اگر او اين بخشش را براي‌تان قائل نشد، ديگر فكرتان را درگير اين موضوع نكنيد چون شما آن بخشي كه مربوط به‌خودتان بوده است را انجام داده‌ايد.

انتظارات غیر واقعی

سومين دليل شايع نداشتن اعتماد به نفس، انتظارات غيرواقعي است. اگر از خودتان بيش از توانايي‌ها و فرصت‌هايي كه در اختيارتان است انتظار داشته باشيد بايد بگوييم با اين كار ضربه بزرگي به اعتمادبه‌نفس‌تان مي‌زنيد. ممكن است شما انتظار داشته باشيد كاري را در يك دوره زماني خاص كه برايش برنامه‌ريزي كرده‌ايد به اتمام برسانيد اما به دليل شرايطي غيرقابل پيش‌بيني آن كار انجام نشد.  در اين شرايط نبايد خودتان را سرزنش كنيد كه چرا نتوانستيد اين كار را به پايان برسانيد.