خدا با ماست
خیلی موقع ها که قرآن میخوندم متوجه نمیشدم که منظور جهاد در راه خدا یعنی چی، سنم که کمتر بود فکر میکردم باید یه جنگی اتفاق بیفته من توش شرکت کنم یا به خاطر اسلام مبارزه کنم در کل مفهوم کلمه جهاد رو نمیفهمیدم
خدا خودش گفته هر وقت میخوای من باهات حرف بزنم قرآن بخون منم همیشه هر وقت یه ناراحتی ای دارم یا دلم میگیره یا گیجم و نمیدونم باید چیکار کنم یا در آرامشم و به خاطر اون میخوام از خدا تشکر کنم چشمامو میبندم و قرآنو باز می کنم بعد صفحه ای که میاد جواب خدا به منه گاهی اینقدر قشنگو واضح باهام حرف زده که گریم گرفته گاهی باهام شوخی کرده و گاهی دعوام کرده
هر چی سنم بالاتر میره بیشتر و بیشتر متوجه حرفاش میشم و گاهی میترسم چون خیلی موقع ها حضورشو فراموش کردم ولی وقتی قرآن رو باز کردم اینقدر به نزدیک بودنش به خودم پی بردم که اشکم جاری شده
امروز دوباره قرآنو باز کردم گفتم خدایا باهام حرف بزن راهنماییم کن بهم آرامش بده
این سومین باره که تو این مدت اینو از خدا میخوام و این صفحه واسم میاد
به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید، سستی به خرج می دهید آیا به همین زندگی دنیا راضی شده اید
و بعد داستان پیامبر که با ابوبکر به غار رفت و ابوبکر ترسیده بود و پیامبر بهش گفت: غم مخور خدا با ماست و در این موقع خداوند سکینه و آرامش خود را بر او فرستاد و در مقابل لشگرها او را تقویت کرد و کفار را با شکست مواجه کرد سخن خدا بالا و پیروز است و خداوند عزیز و حکیم است
گشتم تا معنی جهاد در راه خدا رو بفهمم
معنی جهاد در راه خدا یعنی
تلاش جدّی و همراه با قبول زحمت و سختی در راه مثبت،
تلاش و بکار گرفتن تمام توانایی و قدرت برای انجام کاری و رفع ِ موانع موجود
