انسان ضعیف انسان قوی و با اراده
بعد با خودم فکر کردم دیدم بنده های خدا راست میگن چرا من اینقدر خودمو اذیت می کنم الان تو این مدتی که فهمیدم استخدام می کنن و فقط 4 نفر تو کل استان می خوان و من فقط میتونم یه جا رو انتخاب کنم غمگینم و مرتب با خودم گلنجار میرم
همش میگم یعنی یه صندلی خالیه با کلی آدم که میخوان تو اون جایگاه بشینن تازه ما کلی سهمیه ای هم داریم حتی تو برگه استخدامی نوشته بود برادر و خواهر شهید. خیلی ناراحت شدم گفتم همیشه این سهمیه ای ها جایگاه های بهتر رو بدست اوردن یعنی بین منو و اون اگه هر دومون به یک میزان زحمت کشیده باشیم اونو انتخاب خواهند کرد تو کنکور هم همینطور بود
بعد شیطونو لعنت می کردم که نه خدا بزرگه این حرفای ناامیدی رو شیطون تو گوشت میخونه که دست از تلاش برداری
ولی همیشه این فکرا تو ذهن من هست که احساس میکنم حقم ضایع میشه و کسایی جایگاه ها رو میگیرن که اصلا لیاقت ندارن یعنی واقعا خواسته خدا هست که اینا برن و جاهای بالا بشینن مطمئنا اینطور نیست شاید هم بی عرضگی ما هم باشه
بی عرضگی از اینکه فضا رو براشون خالی کردیم یعنی خودمونو کشیدیم کنار (البته نه به این راحتی اینقدر که اذیت میشدیم ترجیح دادیم خودمونو بکشیم کنار)
امروز به این نتیجه رسیدم که آدم ضعیف میشینه و غصه شرایط و روزگار رو میخوره و مرتب نق میزنه (نق نقو شدن برا آدمای ضعیفو نادونه که نمیدونن مسائلشونو چطوری حل کنن)
باید مراقب تله های شخصیتی بود واقعا نباید احساس خودکم بینی کرد
باید حداکثر تلاش رو کرد حالا که راهی پیدا نمیشه باید با تلاش و کوشش و پشتکار راه هایی ساخت
من حداکثر تلاشمو با توکل به خدا انجام میدم موفقیت 90 درصدش پشتکار و تلاشه و 10 درصدش هوشه که خدارو شکر هوشه رو داریم به اندازش باید تلاشو پشتکار داشت
کسی که ناامید بشه میدون رو خالی کرده تا بقیه عرض اندام کنن کسایی که حتی لیاقت ندارن