چرا میگم آسمون خدا همه جا یه رنگه
در کل درسته که با رفتنمون به یه کشور دیگه یه سری امکانات و رفاه اجتماعی جدید بدست میاریم چیزایی که تو کشور خودمون نداشتیم ولی در عوض باید فشارای دیگه رو تحمل کنیم
فکر کنید تک و تنها وارد یه کشوری میشید که زبانش، فرهنگش و خیلی چیزای دیگش با جایی که شما توش 30 سال زندگی کردین فرق داره واقعا آداپته شدن با شرایط جدید به نظرم خیلی سخته، حداقل حداقلش دلتنگی برا چیزایی که دوست داشتین و گذاشتین و رفتین سراغتون میاد
به نظر من هیچ وقت از حجم مشکلات کم نمیشه مشکلات همیشه و همه جا هست فقط شکلش عوض میشه بالاخره هر کدوم از ما به خاطر یه چیزی اینجا رو میخوایم بذاریمو بریم یکی به خاطر نداشتن امنیت شغلی یکی به خاطر نبودن کار درستو حسابی یکی به خاطر اوضاع اجتماعی و ... و یکی به خاطر همش (به قول آقا شاهین گاهی ابرهای تیره نمیذارن آسمون رو ببینی که من با حرفشون موافقم)
وقتی میگم آسمون خدا همه جا یه رنگه منظورم اینه که هیچ جایی نیست که مشکلات نباشه حالا یه جا مشکلات خیلی زیاده مثل کشور خودم و یه جا شاید کمتر باشه مثل جایی که فکر می کنیم اگه بریم واسمون بهتره (البته فکر می کنیم این موضوع برا آدمای مختلف متفاوته، ولی من میگم باید رفت و دید و تجربه کرد)
